![]() |
![]() |
|
| هر کجا هستم باشم اسمان مال من است. |
|
|
|
سلام عزیزان
دلم خیلی گرفته بود گفتم یه درد دلی کنم شاید اروم شم. دنیای بدی شده این دنیا... هر کس به فکر غارت دیگری .دیگه از اون صفای قدیمی کوچه پس کوچه های دیارم خبری نیست. همه یه جورایی گمن توی شلوغی زندگی .دیگه هیچکس به فکر گشنگی بچه های همسایه نیست دیگه هیچکس دلش واسه کسی نمی سوزه .می دونی چرا ...چون خودشونم گرسنن.خستن...خوابشون میاد...گرفتار شلوغی تلخ زندگین .... نمی دونم میبینید اینها رو یا به قدری در این شلوغی گم شدی که نمی تونی درکش کنی. نمی دونم این بلا رو کی به سرمون اورد... اونا یا خودمون من میگم خودمون چون تا به کسی اجازه دخالت ندی هیچکس این جرات رو نمی کنه که به این روزگار تو رو بنشونه....کاش یه کم به خودمون بیایم ... دیگه بسه این همه ذلت رو دیدن ودم نیاوردن... دور ... شهر من انجاست تنها مانده در غروبی هموار که اسان نمی گذرد شهر تاریک با دو دریچه مهربان که بازگشت دردناک مرا انتظار می کشد در پس کوچه پنهان
استاد شاملو |
|
سلام بچه ها خیلی وقت بود که اپ نکرده بودم دلم تنگ شد راستیتش خیلی مشغولم و سرم شلوغ . باید ببخشید دیگه..... |
|
دوستت میدارم بی انکه بخواهمت. سال گشته گی ست این که به خود در پیچی ابر وار بغری بی انکه بباری؟
سال گشته گی ست این که بخواهی اش بی اینکه بیافشاریش؟
سال گشته گی ست این ؟ خواستنش تمنای هر رگ بی انکه در میان باشد خواهشی حتی؟
نهایت عاشقی ست این؟ ان وعده ی دیدار در فراسوی پیکرها؟
استاد شاملو |
|
شاملو میگه: در به در تر از باد زیستم در سرزمینی که گیاهی در آن نمیروید ای تیز خرامان! لنگی پای من از ناهمواری راه شما بود واقعا چه جوری می خوان جواب خدا رو بدن که باعث در به دری میلیونها جوون ایرانی در خارج از کشور شدن.پناهنده های ایرونی که نون ندارن که بخورن مخصوصا که الان هم هوا داره رو به سردی می گذاره دلم بد جوری گرفته باز هم شاملو میگه برویم ای یار ای یگانه من دست مرا بگیر! سخن من نه از درد ایشان بود خود از دردی بود که ایشانند! روحش شاد.... |
|
آیا دوباره گیسوانم را
در باد شانه خواهم زد ؟ آیا دوباره باغچه را بنفشه خواهم کاشت ؟ و شمعدانها را در آسمان پشت پنجره خواهم گذاشت؟ گاهی اوقات فکر میکنم درست است که مرگ رسم یکی از قوانین طبیعت است اما ادم تنها در برابر این قانون است که احساس حقارت و کوچکی میکند . یک مساله ایست که هیچ کاریش نمی شود کرد . حتی نمیشود برای از میان بردنش مبارزه کرد.... فایده ای ندارد .... باید باشد .... خیلی هم خوبست .... فروغ فرخزاد.....
|
|
هر کاری می کنم که اهنگ بگذارم توی web logam نمی شه
سوتی دادم اساسی کمکم کنید |
|
سلام بچه ها امروز میخواستم یه موضوعی رو مطرح کنم تا بدو نم تو دل شما بچه ها چی میگزره؟ خوب می خواستم ببینم چه قدر به بهشت و جهنم ایمان دارین؟ اگه هر عقیده ای که دارین لطفا با دلیل بیانش کنید. من هیچ ندانم که مرا انکه سرشت از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت جامی و بتی و بربطی برلب کشت این هر سه مرا نقد وترانسیه بهشت |
|
سلام عزیزان
امروز بد جوری دلم هوای دریای بندر عباس رو کرده .جایی که تمام بچگیم اونجا شکل گرفت .شهرک هدیش وچهارطبقه های قدیمیش و مدرسه ۲۱ بهمنش .یادش بخیر .الان ۹ سال که به اونجا نرفتم ولی همه کوچه هاش و خیابوناش تو ذهنمه.می دونم که اگه همسایه هامون یه زمانی اگه این متن رو ببینن کلی دل تنگ اونجا میشن چون اونها هم الان توی یه شهر و دیار دیگری هستن. میدونم که علی و غزاله و محمد حسین هم همینطور دلتنگ اون روزگارن. دوستتون دارمو می بوسمتون. |
|
سلام به دوستان عزیز امروز به سرم زد که حرفای دلم رو از دفتر خاطراتم به وب لاگم منتقل کنم. نمی دونم دارم کار درستی میکنم یا نه ولی دوست دارم که امتحان کنم.
دعا کردم که بمانی ! بیایی کنار پنجره باران ببارد وباز شعر مسافر خاموش خود را بشنوی اما افسوس که رفتن راز غریب این زندگیست ... رفتی بیش از انکه باران ببارد ! |
|
سلام |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
ثمانه هستم
ازدواج کرده ام و یه دختر کوچولویه خوشگل دارم که همش 3 ماهشه خیلی از ایران دورم ولی روحم اونجا تو ایرانه عاشق مسایل سیاسی و شعر هستم امیدوارم که بتونم دوستای خوبی اینجا پیدا کنم |
| نوشته های پیشین |
|
8/23/2007 - 9/22/2007 |
| پیوندها |
|
milad aziz raha jan mozhgan va hamede azizam saraye bahal saeed ashegh pasha zahra jan (eshghe computer)...l negin aziz behnam joon ghazaleh abjie nazam kavehye ahangar pat va mat ehsan aziz |
|
RSS
|